در وبلاگ نیک آهنگ کوثر خواندم:
تغییر، نیاز به یک حرکت جامع و ریشهای دارد. گروههای اجتماعی کوچک در سراسر کشور باید بسیج شوند. یک حرکت ممتد نه مقطعی."
حرکتی که پشتوانه داشته باشد، نه اینکه با گل آلود کردن آب مخ همه را تیلیت کنند و ملت را رنگ کنند(به رنگ سبز احتمالا) و بگویند تغییر این است.
این تغییر نیست. امید دادن بیهوده به نا امیدانی است که گمان میکنند تنها راه سعادت تغییر رنگ است. نگاهت باید سبز باشد! آفتابپرست هم میتواند سبز شود، اما آیا ماهیتش عوض شده؟"
کم نيستند اين روزها آدمهايي که به دستشان بند سبز مي بندند و تي شرت سبز مي پوشند و وقتي از آنها مي پرسي چرا به موسوي راي مي دهي طوري جوابت را مي دهند که انگار پرسيده اي چرا به احمدي نژاد راي نمي دهي! راستش فکر مي کنم اکثر قريب به اتفاقشان نمي دانند چه مي خواهند، بلکه مي دانند چه نمي خواهند!... فصل، فصل جوگير شدن است!
بزرگترين دسته هم آنهايي هستند که هر4سال يک بار،آن هم تنها 20 روز اين حرفها برايشان مهم مي شود؛ روزنامه خوان مي شوند؛ سياستمدار و اقتصاددان هم مي شوند؛ به عضويت ستاد تبليغاتي در مي آيند ،در حالي که بعضي هاشان نمي توانند حتي اسم دو شخص يا گروه حامي کانديداي محبوبشان را ببرند! و در آخر همه شان انتظار تغيير و پيشرفت را هم دارند
عمق فاجعه آنجاست که چند وقت پيش دانشجويي را ديدم که اکيداً اصرار داشت رئيس جمهور فعلي از اصلاح طلبان است!
بهتر نيست يا هميشه در جريان اين مسائل باشيم يا کلاً قيد اين اين حرفها را بزنيم؟! بيست روزه به جايي نمي شود رسيد...ه
Friday, May 22, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment